تبلیغات
حضرت عباس (ع) - مناظره ی امام رضا ع قسمت دوم
 
حضرت عباس (ع)
اشك باید راز دار باشد
درباره وبلاگ


به وبلاگ حضرت عباس(ع) خوش آمدید.
با افتخار این بلاگ را متبرك ساختیم با نام علمدار عشق، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام- وسعی بر آن داریم تا مطالبی را با صدق كامل به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

بازدید كنندگان گرامی استفاده از مطالب وبلاگ حضرت عباس(ع) با ذكر و درج آدرس بلا مانع است.

مدیر وبلاگ : Movahed
نویسندگان

مناظره حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام با علمای ادیان و دانشمندان

قسمت دوّم:

آنگاه حضرت امام رضا(ع) رو كرد به رأس الجالوت و فرمود: ((تو از من سوأل می كنی یا من از تو؟))

عرض كرد:

بلكه من سوآل میكنم. از تو دلیلی نمی پذیرم مگر از تورات یا انجیل یا زبور داوود باشد، یا چیزی باشد كه در صحف ابراهیم خلیل یا موسی كلیم آمده باشد.

حضرت فرمود: ((قبول نكن از من ،حجّت و دلیلی مگر به آن چیزی كه تنطّق كرده به آن، تورات بر لسان موسی بن عمران و انجیل بر لسان عیسی بن مریم و زبور بر لسان داوود.))

آنگاه رأس الجالوت عرض كرد: از كجا ثابت می كنی نبوّت محمّد را؟

حضرت فرمود: ((شهادت داده به پیامبری اش موسی بن عمران و عیسی بن مریم و داوود خلیفة الله در زمین.))

عرض كرد: ثابت كن قول موسی بن عمران را.

حضرت فرمود: ((ای یهودی! آیا میدانی كه موسی وصیّت كرد به بنی اسرائیل و فرمود به ایشان: به زودی بیایید پیامبری از اخوان و برادران شما. تصدیق كنید او را و بشنوید كلامش را؟ پس آیا میدانی كه برای بنی اسرائیل ، اخوه و برادری جز از اولاد اسماعیل ذبیح الله نیست؟ اگر بدانی و بشناسی خویشی یعقوب نبی را با اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل الله؟))

رأس الجالوت عرض كرد: بله! این گفته موسی(ع) است ما آن را رد نمی كنیم.

پس فرمود: ((آیا برادران و اخوه ی بنی اسرائیل، پیغمبری هست غیر از محمّد(ص)؟))

گفت: نه!

حضرت فرمود: ((آیا این نزد شما صحیح نیست؟))

عرض كرد: بله! درست است، لكن من دوست میدارم كه نبوّت محمّد را از تورات موسی تصحیح كنی.

حضرت فرمود: ((آیا انكار می كنید كه در تورات است ما را به كتابی تازه، بعد از خرابی بیت المقدّس؟ منظور از كتاب تازه قرآن است. آیا می شناسی این كلام را و تصدیق داری به او؟))

گفت:حیقوق پیامبر اینها را گفته است و ما منكر آن نیستیم.

حضرت رضا فرمود: ((داوود در زبور خود آن را گفته و تو آن را قرائت می كنی: پروردگارا! مبعوث گردان كسی را كه برپا گرداند سنت را ،بعد از زمان فترت، یعنی منقطع شدن آثار نبوّت و مندرس شدن دین. پس آیا می شناسی پیامبری را كه برپا كرد سنت را بعد از فترت به غیر از محمّد(ص)؟))

رأس الجالوت گفت: این كلام داوود است و ما انكار نمی كنیم آن را ،امّا مقصود او از این كلام عیسی است و ایّام او فترت است.

امام فرمود: ((جهل داری و نمیدانی كه عیسی بن مریم مخالف سنت ننمود. موافق بود با سنّت تورات، تا اینكه حق تعالی او را به آسمان بالا برد. در انجیل نوشته است: ابن البرة، رونده است. بار قلیطا بعد از او آینده است. او سبك می كند بارها را ، وتفسیر می كند برای شما هر چیزی را. گواهی میدهد برای من همانگونه كه من گواهی دادم برای او. من آوردم برای شما امثال را و او می آورد برای شما تأویل را. آیا تصدیق می كنی اینها را در انجیل؟))

گفت:آری! آن را انكار نمی كنم.

آنگاه حضرت رضا(ع) فرمود: ((ای رأی الجالوت! سوأل بكنم از تو، از پیغمبر تو، موسی بن عمران(ع)؟))

عرض كرد: سوأل كن.

فرمود: ((چه دلیل داری بر اثبات نبوّت موسی؟))

گفت: دلیل من آن است كه معجزه آورد برای نبوّت خود كه احدی از پیامبران قبل از او نیاوردند.

فرمود: ((چه معجزه ای آورد؟))

عرض كرد:مثل شكافتن دریا، اژدها شدن عصا در دست او، زدن عصا بر سنگ و جاری شدن چشمه از آن، بیرون آوردن ید بیضا، برای نظر كنندگان و علامت های دیگر كه خلق، قدرت بر مثل آن ندارند.

حضرت فرمود: ((راست گفتی كه حجّت  و دلیل او بر نبوتش این بود، كه آورد چیزی كه خلق قدرت آوردن مثل آن را نداشتند،آیا این گونه نیست كه هر كه آورد نشانه و معجزه ای كه خلق از آوردن مثل آن عاجز بودند ، تصدیق او بر شما واجب است؟))

گفت: نه! چون موسی نظیری نداشتبه جهت آن مكانت و قربی كه نزد خدا داشت. بر ما واجب نیست اقرار و اعتراف بر نبوّت كسی كه ادعای پیامبری كند، مگر آنكه مانند موسی معجزه داشته باشد.

حضرت فرمود: ((پس چگونه اعتراف كردید به پیامبری پیامبرانی كه قبل از موسی بودند. حال آنكه دریا را نشكافتند و ید بیضا بیرون نیاوردند و عصا را به اژدها تبدیل نكردند.))

آن یهودی عرض كرد:من به تو گفتم كه هر وقت بر نبوّت خود علامات و معجزه ای را آوردند كه خلق، قدرت نداشته باشند مثل آن را بیاورند، اگر چه معجزه ای بیاورند كه موسی نیاورده باشد، یا آورده باشند به غیر آنچه موسی آورده ، تصدیق ایشان واجب است.

حضرت فرمود: ((پس ای رأس الجالوت چه چیز تو را منع نمود از اعتراف پیامبری عیسی بن مریم(ع)؟ حال آنكه زنده می كرد مردگان را  و شفا میداد كور مادرزاد را و پیس را و از گل می ساخت و در آن میدمید به اذن خدا پرواز میكرد پرنده ای .))

رأس الجالوت گفت: می گویند كه چنین میكرده ، لكن ما او را ندیده ایم.

امام فرمود: ((آیا گمان می كنی آن معجزه هایی را كه موسی آورد را مشاهده نموده ای؟ مگر نه اینكه اخباری را از معتمدان قوم خود شنیده ای؟))

عرض كرد: بله!

فرمود: ((پس چگونه است كه تصدیق می كنید موسی را و تصدیق نمی كنید عیسی را، چرا كه او نیز اخبار بسیار دارد از آنچه معجزه داشته است.))

رأس الجالوت نتوانست پاسخ دهد، پس حضرت رضا(ع) ادامه داد: ((همینگونه است پیامبری محمّد مصطفی و معجزاتش در میان مسلمانان، و معجزاتش این بود كه ایشان یتیمی بود فقیر ، شبان و اجیر. كتابی نیاموخته و نزد معلمی نرفته بود،پس قرآنی آورد كه در اوست قصّه ی پیغمبران از آدم  و معجزات موسی بن عمران و عیسی بن مریم و ابراهیم خلیل الله و خبر های آنها، حرف به حرف واسرار گذشتگان و آیندگان را تا روز قیامت. آن حضرت بود كه خبر میداد به مردم از اسرار پنهانی آنها و هر عملی كه در خانه های خود می كردند. آیات و معجزات بسیار آورد، كه به شمار نمی آید.))

رأس الجالوت گفت:صحیح نشده  نزد ما خبر پیغمبری عیسی و محمّد(ص). برای ما جایز نیست كه به ایشان اقرار كنیم.

حضرت فرمود: ((پس دروغ گفتند این گواهان كه گواهی دادند بر عیسی(ع) و محمّد(ص)، یعنی انبیایی كه كلام ایشان را ذكر كرده اند و به آن اقرار كرده اند.))

آن یهودی از پاسخ دادن عاجز شد و خاموش ماند.

آنگاه هر بذ اكبر را كه بزرگ زردشتیان بود را نزد خود خواند. به او فرمود: ((خبر بده مرا از زردشت كه گمان می كنی پیغمبر توست. چیست دلیل تو بر نبوّت وی؟))

عرض كرد: معجزه آورد به چیزی كه بعد از او كس نیاورد. ما آن معجزات را ندیده ایم لكن از پیشینیان خود آموخته ایم، به اینكه او حلال كرده است برای ما،چیزی را كه كسی غیر از او حلال نكرده است. پس ما او را متابعت كردیم.

حضرت رضا فرمود: ((چنین است كه هرگاه خبری آمده و به شما رسیده متابعت كرده اید او را؟))

عرض كرد :بله!

فرمود: ((سایر امم گذشتگان هم اخباری به ایشان رسیده است، به آنچه كه آوردند پیغمبران و آنچه آورد موسی و محمّد(ص) ، پس چیست عذر شما در اقرار نكردن برای ایشان؟ زیرا كه اقرار شما بر زردشت ،از جهت خبرهای متواتره است، كه آورد چیزی را كه غیر از او نیاورده.)) هربذ همینجا از كلام منقطع گردید و چیزی به زبان نیاورد.

آنگاه حضرت رضا برخاست و فرمود: ((ای قوم! اگر در میان شما كسی باشد كه با اسلام مخالف است من حاضرم با او مناظره كنم و او از من هرآنچه كه می خواهد بپرسد بدون شرم و خجالت.

پس عمران صابی برخاست. او یكی از متكلمین بود: عرض كرد : خبر بده به من از كائن اوّل و اولین چیزی كه خلق كرد" پس امام رضا (ع) پاسخ او را مفصل داد و او را متقاعد كرد و در آنجا مسلمان شد و در كنار امام ماند"

آنگاه كه عمران مسلمان شد ،(او كه كسی تا به حال نتوانسته بود جوابش دهد) دیگر علمای ادیان جرأت نكردند كه به مناظره بنشینند.

برگرفته از كتاب منتهی الآمال مرحوم آیت الله حاج شیخ عبّاس قمی(ره)



نوع مطلب : معصومین علیه السلام، 
برچسب ها : قسمت دوم مناظره ی امام رضا ع، مناظره ی امام رضا با علمای ادیان قسمت دوم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


حدیث