تبلیغات
حضرت عباس (ع) - مقتل عبدالله بن عفیف ازدی
 
حضرت عباس (ع)
اشك باید راز دار باشد
درباره وبلاگ


به وبلاگ حضرت عباس(ع) خوش آمدید.
با افتخار این بلاگ را متبرك ساختیم با نام علمدار عشق، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام- وسعی بر آن داریم تا مطالبی را با صدق كامل به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

بازدید كنندگان گرامی استفاده از مطالب وبلاگ حضرت عباس(ع) با ذكر و درج آدرس بلا مانع است.

مدیر وبلاگ : Movahed
نویسندگان

ذكر مقتل عبدالله بن عفیف ازدی رحمه الله تعالی


 

شیخ مفید (ره) فرموده پس ابن زیاد (لعین) از مجلس خود برخاست و به مسجد رفت و بر منبر برآمد و گفت حمد و سپاس خداوندی را كه ظاهر ساخت حق و اهل حق را و نصرت داد امیرالمؤمنین یزید بن معاویه (علیهما العنه) و گروه او را و كشت دروغگوی (نعوذ بالله) پس دروغگو را و اتباع او را. این وقت عبدالله بن عفیف ازدی كه از بزرگان شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام و از زهاد و عباد بود و چشم چپش در جنگ جمل و چشم دیگرش در صفین نابینا شده بود و پیوسته ملازمت مسجد اعظم می‌نمود و اوقات را به صوم و صلوه بسر می‌برد، چون این كلمات كفرآمیز ابن زیاد (لعین) را شنید بانگ بر او زد كه ای دشمن خدا دروغگو توئی و پدر تو زیاد بن ابیه است و دیگر یزید (پلید) است كه ترا امارت داده و پدر اوست ای پسر مرجانه. اولاد پیغمبر را می‌كشی و بر فراز منبر مقام صدیقین می‌نشینی و از این سخنان می‌گوئی؟

ابن زیاد در غضب شد بانگ زد كه این مرد را بگیرید و نزد من آرید، ملازمان ابن زیاد برجستند و او را گرفتند، عبدالله طایفه ازد را ندا در داد كه مرا دریابید هفتصد نفر از طایفه ازد جمع شدند و ابن عفیف را از دست ملازمان ابن زیاد بگرفتند. ابن زیاد را چون نیروی مبارزت ایشان نبود صبر كرد تا شب درآمد آنگاه فرمان داد تا عبدالله را از خانه بیرون كشیدند و گردن زدند، و امر كرد جسدش را در سبحه بدار زدند. و چون عبیدالله این شب را به پایان برد روز دیگر شد امر كرد كه سر مبارك امام علیه السلام را در تمامی كوچه‌های كوفه بگردانند و در میان قبایل طواف دهند.

از زید بن ارقم روایت شده كه گاهی كه آن سر مقدس را عبور می‌دادند من در غرفه خویش جای داشتم و آن سر را بر نیزه كرده بودند چون برابر من رسید شنیدم كه این آیه را تلاوت می‌فرمود: اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقیمِ كانُوا مِنْ ایاتِنا عَبَجاً.

سوگند با خدای كه موی بر اندام من برخاست و ندا در دادم كه یابن رسول الله امر سر مقدس تو والله از قصه كهف و رقیم اعجب و عجیبتر است.

روایت شده كه به شكرانه قتل حسین علیه السلام چهار مسجد در كوفه بنیان كردند. نخستین را مسجد اشعث خوانند، دوم مسجد جریر، سیم مسجد سماك، چهارم مسجد شبث بن ربعی لعنهم الله، و بدین بنیانها شادمان بودند.

برگرفته از كتاب منتهی الآمال تألیف حاج شیخ عباس قمی



نوع مطلب : خاطرات نینوا، 
برچسب ها : مقتل جناب عبدالله بن عفیف ازدی، مقتل عبدالله بن عفیف ازدی (ع)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 1 خرداد 1391 10:55 ب.ظ
بابا چرا اینقدر سنگین مینویسی
یه جور بنویس که آدم حالیش بشه
Movahed ببخشید، فرصت نمیکنم روان تر بنویسم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


حدیث