تبلیغات
حضرت عباس (ع) - اسناد كتاب سلیم بن قیس هلالی
 
حضرت عباس (ع)
اشك باید راز دار باشد
درباره وبلاگ


به وبلاگ حضرت عباس(ع) خوش آمدید.
با افتخار این بلاگ را متبرك ساختیم با نام علمدار عشق، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام- وسعی بر آن داریم تا مطالبی را با صدق كامل به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

بازدید كنندگان گرامی استفاده از مطالب وبلاگ حضرت عباس(ع) با ذكر و درج آدرس بلا مانع است.

مدیر وبلاگ : Movahed
نویسندگان

"اسناد كتاب اسرار آل محمد(ص)"

تالیف، سلیم بن قیس هلالی


اسناد كتاب(اسرار آل محمد(ص)) از شیخ طوسی تا سلیم:

شیخ ابوجعفر طوسی میگوید: ابن ابی جید از محمد بن حسن بن احمد بن ولید، و از محمد بن ابی القاسم ملقب به ماجیلویه از محمد بن علی صیرفی از حماد بن عیسی از ابان بن ابی عیاش از ((سلیم بن قیس هلالی)) این احادیث را برایم نقل كرده است.

همچنین شیخ ابوجعفر طوسی می گوید: ابوعبدالله بن حسین بن عبیدالله غضایری از ابو محمد هارون بن موسی بن احمد تلعكبری از ابوعلی بن همام بن سهیل از عبدالله بن جعفر حمیری از یعقوب بن یزید و محمد بن حسین بن ابی الخطاب و احمد بن محمد بن عیسی، از محمد بن ابی عمیر، از عمر بن اذینه از ابان بن ابی عیاش از سلیم بن قیس هلالی این احادیث را به من خبر داده است.

 

"تاریخچه كتاب سلیم بن قیس"

رابطه عمر بن اذینه و ابان با كتاب سلیم:

عمر بن اذینه چنین می گوید:ابان بن ابی عیاش یك ماه قبل از وفاتش مرا فرا خواند و چنین گفت: ((شب گذشته در خواب دیدم كه مرگ بر من نزدیك شده است و هنگامی كه صبح تو را دیدم، خوشحال شدم زیرا در خواب سلیم بن قیس را دیدم. او به من گفت: ای ابان، تو چند روز دیگر از دنیا می روی، درباره امانت من از خدا بترس. مبادا! آن را ضایع كنی و به آنچه در باره ی كتمان آن با من عهد بستی وفاداری كن. این كتاب را جز نزد شخصی از شیعیان علی بن ابی طالب(ع) كه دیندار و آبرومند باشد مگذار!

هنگامی كه صبح تو را دیدم خوشحال شدم و خوابی را كه از سلیم بن قیس هلالی دیده بودم برایت گفتم.))

"امانت گذاشتن كتاب سلیم به ابان"

ابان میگوید: وقتی كه حجاج وارد عراق شد، سراغ سلیم بن قیس را گرفت. سلیم هم از دست او فراری شد تا در ((نوبند جان)) پیش من آمد و در خانه ی ما اقامت كرد. هیچ كس را مانند او بزرگوار و جدی و محزون و كناره گیر (متواضع) و ناراحت از شهرت اسمش ندیده بودم.

من در آن روز چهارده سال داشتم و میتوانستم قرآن بخوانم.

من از سلیم سوال می كردم و او به نقل از بدر برایم حدیث می گفت. احادیث زیادی از زبان او به نقل از عمر بن ابی سلمة(فرزند ام سلمه همسر پیامبر(ص)) و معاذ بن جبل و سلمان فارسی و علی بن ابی طالب(ع) و ابوذر و مقداد و عمار و براء بن عازم شنیدیم. او از من خواست تا ان حدیث را پنهان كنم اما ولی در اینباره از من پمانی نگرفت.

دیری نگذشت كه مرگش فرا رسید. مرا خواست و در خلوت با من چنین گفت: ای ابان، من با تو رفاقت كردم و از تو جز آنچه دوست داشتم ندیدم، نزد من نوشته هایی است كه آنها را از افراد معتمد و موثق شنیده ام و با دست خود نگاشته ام. در آنها احادیثی است كه نمی خواهم برای مردم ظاهر شود، زیرا مردم آنها را انكار كرده و بزرگ می شمارند. در حالی كه آنها مطالب حقی است كه از اهل حق و فهم و راستی و نیكی در یافته ام: از علی بن ابی طالب(ع) وسلمان فارسی، ابوذر غفاری و از مقداد بن اسود.

هریك از این احادیث را كه از یكی شنیدم از دیگری نیز پرسیدم تا همگی تصدیق نمودند و من هم در آن حدیث پیرو آنان شده ام ، و نیز احادیث دیگری كه بعدا از غیر آن بزرگواران از اهل حق شنیدم.

هنگامی كه مریض شدم تصمیم گرفتم تا آنها را آتش بزنم اما از این عمل پشیمان شدم و آن را خطا پنداشته و آنها را نگهداری نمودم.

اگر می توانی با من عهد و پیمانالهی ببند كه تا من زنده هستم درباره ی این نوشته ها با كسی اطلاع ندهی و بعد از مرگ من نیز هیچ یك از این احادیث را جز به كسی كه مانند خود به او اطمینان داشته باشی نقل نكنی. و اگر اتفاقی برایت پیش آمد، آنها را به یكی از شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) كه مورد اعتماد و آبرومند و دیندار باشد بسپاری.

من نیز این شرایط را بر عهده گرفتم، او هم نوشته ها را به من نحویل داد و همه ی آنها را برایم خواند. و دیری نگذشت كه سلیم در گذشت.

تایید كتاب سلیم از طرف حسن بصری:

ابان می گوید: بعد از مرگ سلیم، كتاب را مطالعه كردم و به مطالب آن اطمینان پیدا كردم.

ولی مطالب آن به نظرم بزرگ آمد و دشوار به نظر می رسید. زیرا در آنها به نابودی و هلاكت همه ی امت حضرت محمد(ص) به جزء علی بن ابی طالب(ع) و اهل بیت او(ع) و شیعیانش اشاره شده بود.

بعد،به سوی بصره مسافرت كردم، در آنجا اول كسی كه ملاقات كردم، حسن بن ابی الحسن بصری بود كه از دست حجاج فرار كرده بود. در آن زمان حسن بصری یكی از شیعیان علی(ع) و مفرطین آنها بود و از این كه در جنگ جمل  یاری كردن علی(ع) و جنگ در ركاب آن حضرت از دستش رفته بود سخت پشیمان و غمناك بود.

در قسمت شرقی خانه ی ابی خلیفه، حجاج بن ابی عتاب دیلمی، با او خلوت كردم و نوشته های سلیم را به وی نشان دادم. چون نوشته ها را دید گریه كرد و گفت: ((همه ی این احادیث حق است و آنها را از معتمدین شیعیان علی بن ابی طالب(ع) و غیر ایشان شنیده ام.))

 

تقریظ امام سجاد(ع) بر كتاب سلیم:

ابان می گوید: همان سال به حج رفتم، و خدمت امام علی بن الحسین(ع) رسیدم.

ابوالطفیل عامر بن واثله كه از اصحاب پیامبر(ص) و نیز از بهترین یاران امیر المؤمنین علی(ع) بود در آنجا حضور داشت. همچنین عمر بن ابی سلمة فرزند همسر پیامبر ام سلمة نیز در آنجا بود.

همه ی نوشته های سلیم را سه شبانه روز به آنها عرضه داشتم. هر روز صبح ابوالطفیل و عمر نزد امام علی بن الحسین(ع) می آمدند، و در طول سه روز كتاب را برای آن حضرت خواندم.

حضرت به من فرمود: ((سلیم راست گفته است، خدا او را رحمت كند، همه ی این ها احادیث ما است ،كه نزد ما شناخته شده است.))

ابوالطفیل و عمربن ابی سلمة هم گفتند: ((تمام این احادیث را از علی(ع) و سلمان و ابوذر و مقداد شنیده ایم.))

بعد به امام سجاد (ع) عرض كردم : فدایت شوم در آنها احادیثی است كه از مطالب آنها سینه ام تنگ می شود، زیرا در آنها از هلاكت تمام امت محمد(ص)، از مهاجرین وانصار و تابعین، غیر از شما اهل بیت(ع) و شیعیان تان خبر داده شده است.

امام در جواب فرمود: ای برادر عبدالقیس، آیا نشنیده ای كه پیامبر(ص) فرمود: ((مثل اهل بیت من در امتم مانند كشتی نوح در میان قوم اوست، كه هر كس بر آن سوار شد نجات یافت و هركس خود را به آن نرساند، غرق شد. مثل باب حطه1 در بنی اسرائیل است.))

عرض كردم: آری. فرمود: چه كسی این حدیث را برایت نقل كرده است؟

گفتم: آن را از بیش از صد تن از فقها شنیده ام. فرمود: از چه كسی؟ گفتم: ((از حنش بن معتمر، و او می گفت: از ابوذر شنیده در حالی كه حلقه ی در كعبه را گرفته و با صدای بلند آن را می گفته و از پیامبر(ص) نقل می كرده است.

فرمود: دیگر از چه كسی؟ عرض كردم: از حسن بن ابی الحسن بصری كه او از ابوذر و مقداد بن اسود كندی و از علی بن ابی طالب(ع) شنیده بود.

 پرسید: دیگر از چه كسی؟ عرض كردم: از سعید بن مسیب و علقمة بن قیس و ابوظبیان جنبی و عبدالرحمان بن ابی لیلی كه همه اینها در حج بودند و خبر دادند كه از ابوذر شنیده اند.

ابوطفیل و ابن ابی سلمة گفتند: به خدا قسم، ما هم از ابوذر و علی(ع) و مقداد و سلمان شنیده ایم. سپس عمر بن ابی سلمه گفت: ((بخدا قسم، این حدیث را من از كسی كه از همه اینها بهتر است یعنی پیامبر(ص) شنیده ام، گوشهایم شنیده و قلبم آن را در خود جای داده است.))

 امام زین العابدین علیه السلام رو به من كرد و فرمود: آیا این حدیث به تنهایی، آنچه از احادیث (سلیم) تو را نگران كرده بود و بر سینه ات  سنگینی می كرد حل نمی كند؟ ای برادر عبدالقیس، از خدا بترس، اگر مطلبی برای تو روشن شد آن را بپذیر و گرنه سكوت كن تا سلامت بمانی و علم آن را به خدا واگذار كن، چرا كه در وسعتی بیش از فاصله ی آسمان و زمین قرار داری.

ابان می گوید: در همان جا، مسایلی كه ندانستن آنها برایم جایز نبود و آنچه ندانستن آن مانعی نداشت از حضرت سوال كردم. ایشان هم جوابهایی به من فرمود.



نوع مطلب : بخشی از تاریخ اسلام، شخصیت های تاثیر گذار در اسلام، 
برچسب ها : سلیم بن قیس هلالی(ره)، كتاب اسرار آل محمد(ص)، نا گفته های تاریخ اسلام، اسناد كتاب سلیم بن قیس، ابان بن ابی عیاش،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 10 فروردین 1393 01:48 ب.ظ
متاسفانه شما برای مطالبی که آوردید اصلا منبع ذکر نکردید
Movahed کتاب سلیم بن قیس هلالی در کتاب فروشیها موجود هست و از وزارت ارشاد هم مجوز نشر دارد
کتاب با نام : اسرار آل محمد(ص)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


حدیث