تبلیغات
حضرت عباس (ع) - خدای شیعه و خدای وهابیان
 
حضرت عباس (ع)
اشك باید راز دار باشد
درباره وبلاگ


به وبلاگ حضرت عباس(ع) خوش آمدید.
با افتخار این بلاگ را متبرك ساختیم با نام علمدار عشق، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام- وسعی بر آن داریم تا مطالبی را با صدق كامل به اطلاع شما عزیزان برسانیم.

بازدید كنندگان گرامی استفاده از مطالب وبلاگ حضرت عباس(ع) با ذكر و درج آدرس بلا مانع است.

مدیر وبلاگ : Movahed
نویسندگان

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که قبلا به کرات گفته شده است باید وهابیت را ادامه دهنده راه یهودیت  کعب الاحباری  و ابوهریره ای در اسلام دانست. یهودیتی که  قائل به جسمانیت خداست  از این رو مواردی  که در ذیل می آیند سندی روشن از میزان انحراف این نحله ضاله است.

 مشرکانی بی شرم که خود را مروجان توحید ناب اسلامی معرفی می نمایند   واز سویی دیگر رهروان حقیقی  سنت رسول الله (ص) اعم از شیعه و سنی را مشرک پنداشته و هیچ مخالفتی را برنمی تابند و آن را پاسخ نمی دهند جز با قتل و مهدور الدم دانستن مسلمانان!

1.     خدا به جز ریش و عورت همه چیز دارد:

ابو بكر ابن عربى مى گوید:
فردى كه مورد وثوق من بود نقل كرد كه ابو یعلى، امام و پیشواى ابن تیمیه(پدر فکری و معنوی وهابیت که محمد ابن عبدالوهاب متاثر از او بود) مى گوید: در باره خدا هر عضوى را جز ریش و عورت اثبات خواهم كرد: «إذا ذكر اللّه تعالى وما ورد من هذه الظواهر فی صفاته، یقول: ألزمونی ماشئتم فإنّی ألتزمه، إلاّ اللحیة والعورة»

 ((  العواصم من القواصم: 210، الطبعة الحدیثة: 2/283، دفع شبه التشبیه بأكف التنزیه لابن الجوزی: 95، 130 ـ الهامش. )).

 2.     خدا صورتی بدون مو و موهایی فر دارد:

ابو یعلى از ابن عباس نقل كرده كه پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «رأیت ربی عز وجل، شاب أمرد جعد قطط، علیه حلیة حمراء».  خداوند را به صورت نو جوانى دیدم كه هنوز موى صورتش در نیامده، سرش پرمو، پیچ پیچ (فرفرى) و داراى زیور و آلات سرخ بود. ابو یعلى در كتاب دیگرش گفته: ابوزرعه دمشقى این روایت را صحیح شمرده ... و أحمد بن حنبل گفته: «هذا حدیث رواه الكبّر عن الكبّر، عن الصحابة عن النبی(صلى الله علیه وآله وسلم) ، فمن شك فی ذلك أو فی شیء منه فهو جهمیّ لا تقبل شهادته ولا یسلّم علیه، ولا یُعاد فی مرضه».

این حدیث را بزرگان از بزرگان از صحابه روایت كرده اند و هر كس در صحت این روایت شك نماید او جهمى و شهادت او پذیرفته نیست، سلام نباید به او داد و به هنگام مریضى از وى نباید عیادت كرد (( طبقات الحنابلة: ج3 ص81 ج 82، ط ج مكتبة العبیكان، مكة المكرمة ج جامعة أم القرى.إبطال التأویلات لأبی یعلى: ج1 ص141، ط1 ج مكتبة دار الإمام الذهبی الكویت، 1410 هـ.،  إبطال التأویلات: ج1 ص145. )).

3.     خدایی که بر پشت پشه سوار می شود:

«ولو قد شاء لاستقرّ على ظهر بعوضة فاستقلّت به بقدرته ولطف ربوبیّته فكیف على عرش عظیم»

اگر خداوند بخواهد با قدرت خویش مى تواند بر پشت یك پشه اى هم قرار گیرد، پس چگونه نتواند بر روى عرش استقرار بیابد.(( التأسیس فی ردّ أساس التقدیس: ج 1 ص568)).

4.     خدایی که نمی تواند هرجا باشد!

از هیأت عالى افتاى سعودى پرسیده شده: از نظر شرعى حكم كسى كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چیست؟ و چگونه مى شود به او پاسخ داد؟
هیأت جواب داد: عقیده اهل سنّت این است كه خداوند بالاى عرش قرار گرفته، و در درون جهان نیست بلكه خارج از این عالم مى باشد.
ودلیل بر علوّ  خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست، ومسلّم است كه نزول همواره از بالا به پایین صورت مى گیرد، همانطورى كه در قرآن نیز آمده است: (وَأَنزَلْنَآ إِلَیْكَ الْكِتَـبَ بِالْحَقِّ ...): ما قرآن را به سوى تو به حق نازل نمودیم.  تا آنجا كه مى نویسند: رسول گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) از كنیزى كه مى خواستند آزاد نمایند پرسید: خداوند كجاست؟ پاسخ داد: در آسمان ها است. حضرت پرسید: من، چه كسى هستم؟ پاسخ داد: پیامبر خدا.

آنگاه حضرت به صاحب آن كنیز فرمود: او شخص با ایمانى است، و مى توانى وى را در راه خدا آزاد نمایى.( مسند أحمد (3/4، 68، 73) والبخاری (فتح الباری) برقم 3344، 4351، ومسلم برقم 1064.)

و همچنین رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: من امین كسى هستم كه در آسمان هاست، و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطلاع من مى رسد.

آن گاه هیأت عالى افتاى سعودى مى نویسد: «من اعتقد أنّ اللّه فی كلّ مكان فهو من الحلولیّة، ویردّ علیه بماتقدّم من الأدلّة على أنّ اللّه فی جهة العلوّ، وأنّه مستو على عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ علیه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلاّ فهو كافر مرتدّ عن الإسلام».

هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، باید به چنین فردى با دلیل ثابت كرد كه خداوند بر بالاى عرش قرار دارد، و خارج از جهان مى باشد، و اگر نپذیرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است.( فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمیّة والإفتاء: 3/216 ـ 218.)

واضح و مبرهن است که این ویژگی ماده است که اگر  در جایی  باشد نمی تواند در آن واحد در جای دیگر باشد واین در حالی است که خداوند متعال صریحا در قران می فرماید:

وَ هُوَ الَّذی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكیمُ الْعَلیمُ (زخرف 84)

ترجمه:اوست كه هم در آسمان خداست و هم در زمین خداست و حكیم و داناست.

براستی اگر خدا بر روی زمین نیست و فقط در آسمان است چگونه خدایی می کند ؟!

 5.       خدا را در آن دنیا می توان با چشم دید:
در كتاب «منهاج السنّة» كه در ردّ كتاب «منهاج الكرامة» علاّمه حلّى نوشته است مى گوید:

عموم منسوبین به اهل سنّت براى اثبات رؤیت خدا اتّفاق دارند واجماع سلف براین است كه ذات احدیّت را در آخرت با چشم مى توان دید ولى در دنیا نمى توان دید (( مختصر منهاج السنّة: 2/240. )).

 6.     خدایی که از عرش به زیر می آید:

ابن تیمیه مى گوید: هر شب هر طور كه بخواهد به آسمان دنیا فرود مى آید، و مى گوید: آیا كسى هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم، و طالب مغفرتى هست كه او را ببخشم ... خدا این كار را تا طلوع فجر انجام مى دهد.و پس از نقل مطلب فوق مى نویسد: «فمن أنكر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ» (هر كس فرود آمدن خدا را به آسمان دنیا انكار یا توجیه كند بدعتگذار و گمراه است (( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله یازدهم: 451.  )).

«ابن بطوطه» در سفرنامه خود مى نویسد: «ابن تیمیّه» درمسجد جامع دمشق كه من حضور داشتم، بر بالاى منبر گفت: «إنّ اللّه ینزل إلى السماء الدنیا كنزولی هذا» (خداوند به آسمان دنیا فرود مى آید، همچنان كه من از پلّه این منبر فرود مى آیم)، سپس یك پلّه پایین آمد، «ابن الزهراء»  از فقهاء مالكى اعتراض كرد، و اظهارات وى را به اطلاع ملك ناصر رساند، وى دستور داد تا او را زندانى كردند، و در زندان از دنیا رفت. (( رحلة ابن بطوطة: 113. )).

7.     خدایی که می خندد:

ابن تیمیه در رساله «عقیدة الحمویّة» مى نویسد: خداوند مى خندد، و روز قیامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى مى كند (( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله یازدهم: 451.  )).

بخارى از ابو هریرة از قول یكى از صحابه نقل مى كند كه از مهمانى پذیرائى كرده بود، به محضر پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)رسید و حضرت فرمود: «ضحك اللّه اللیلة». خداوند شب گذشته به خاطر پذیرائى تو از مهمان، خندید (صحیح بخاری، ج 4، ص 226، كتاب المناقب، باب مناقب الأنصار)).

بخارى در صحیح خود از ابو هریر نقل كرده كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: «یضحك اللّه إلى رجلین یقتل أحدهما الآخر فكلاهما یدخل الجنّة» خداوند مى خندد بر دو نفرى كه همدیگر را مى كشند و هر دو وارد بهشت مى شوند (( صحیح بخاری، ج 3، ص 210، كتاب الجهاد مناقب، باب وجوب النفیر، صحیح مسلم، ج 6، ص 40، كتاب الإمارة، باب بیان الرجلین یقتل أحدهما الآخر. )).

 اکنون قضاوت با شما پژوهشگران عزیز! براستی چه تفاوتی میان این خدا و یهودیت تحریف شده وجود دارد؟

و صد افسوس که امروز صاحبان این تفکرات شرک آمیز و مزخرف کلید داران کعبه توحید هستند.

ادامه دارد . . .

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

نوشته شده توسط استاد علی اكبر رائفی پور



نوع مطلب : پژوهش اسلامی، 
برچسب ها : خدای وهابیت، فاصله بین شیعه تا وهابیت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


حدیث